قفسم را مشکن ،
تو مکن آزادم ،
گر رهایم سازی ،
به خدا خواهم مرد ،
من به زنجیر تو عادت دارم !
تو محبت کن
بگذار تا عمریست ،
من بمانم چو اسیری به حریم قفست ...

:))

گاهی خدا را صدا کن؛ 

بی آنکه چیزی بخواهی...

بی آنکه گله ای کنی... 

بی آنکه بگویی چرا... کاش... اگر

بی آنکه تمام آنچه که نیست را به او نسبت دهی...

بی آنکه حتی بخواهی توبه کنی...

گاهی فقط خدا را صدا کن؛ 

او برای جنبیدن حروف نامش روی زبان تو؛
انتظار می کشد..

:))

خیاط

فقط يك نفر را مي شناسم که معقول و سنجيده رفتار می کند؛ 
او خياط من است،
زيرا هر بار که مرا می بيند، از نو اندازه گيری می کند...
بقيه به معيارها و عقايدِ کهنه خود درباره من پايبند هستند!

- جورج برنارد شاو

هنر نزد ایرانیان است و بس...!!!

ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺳﺖ ﺑﭽﻪ ﺍﻱ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﺩ .
ﺑﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﮔﻔﺖ :
ﻣﻦ ﻋﺠﻠﻪ ﺩﺍﺭﻡ،
ﺍﻭﻝ ﺳﺮ ﻣﺮﺍ ﺑﺘﺮﺍﺵ ،
ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﻣﻮﻫﺎﻱ ﺑﭽﻪ ﺭﺍ ﺑﺰﻥ . ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺳﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮﺍﺷﻴﺪ .
ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﮔﻔﺖ :
ﺗﺎ ﻣﻮﻫﺎﻱ ﺑﭽﻪ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﻛﻨﻲ ...
ﺑﺮﻣﻲ ﮔﺮﺩﻡ .
ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺳﺮ ﺑﭽﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﺻﻼﺡ ﻛﺮﺩ ﻭﻟﻲ ﺧﺒﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻣﺪﻥ ﻣﺮﺩ ﻧﺸﺪ .
ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﮔﻔﺖ : ﭼﺮﺍ ﭘﺪﺭﺕ ﻧﻤﻲ ﺁﻳﺪ؟
ﺑﭽﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﺍﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﻧﺒﻮﺩ...!
ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﮔﻔﺖ: ﭘﺲ ﻛﻲ ﺑﻮﺩ؟
بچه ﮔﻔﺖ: ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ . ﺩﺭ ﻛﻮﭼﻪ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ :
ﺑﻴﺎ ﺩﻭﻧﻔﺮﻱ ﺑﺮﻭﻳﻢ ﻣﺠﺎﻧﻲ ﺍﺻﻼﺡ ﻛﻨﻴﻢ ....!

هنر نزد ایرانیان است و بس...!!!

رویا!

آقاي هیلتون سرایدار یک هتل بود ... و
تمام جوانی و نوجوانیش سرایدار بود

اما الان ٨۴ هتل هیلتون تو دنیا داریم ! او یکی از بزرگترین هتلداران زنجیره ای دنیاست.
حالا هیلتون آدم مسنی شده
تو ی مصاحبه از ایشون سوال میشه :
تمام نوجوانی و جوانی سرایدار بودی چی شد که این شدی ؟
جواب میده : "من هتل بازی کردم!"

_آقای هیلتون هتل بازی چیه بگو ما هم به جای خاله بازی هتل بازی کنیم ؟!

در جواب میگه :
تمام اون جوانی و نوجوانی که همه میدونند من سرایدار بودم وکیف مشتریا رو جابجا می کردم و ... اما
شبها که رییس هتلم می رفت خونه
من میرفتم تو اتاقش
لباسامو در میاوردم
لباسای رییس هتل رو می پوشیدم
پشت میزش می نشستم و هتل بازی می کردم !
مدام تصور ذهنی من این بود که یکی از بزرگترین هتلداران دنیا هستم ...
.

حالا بعضی از ماها تو خلوتمون سرطان بازی می کنیم
بعضی ها تو ذهنشون روزی چند بار دادگاه میرند .
روزی چند بار ورشکست می کنند
روزی چند بار چاقو تو شکمشون می کنند .
رابطه ي زيبا و عاشقانه مون رو تموم شده ميبينيم
بچه ها و عزيزانمون رو از دست رفته احساس ميكنيم
و خيلي وقتا نقش يه آدم شكست خورده، بي مسئوليت، نالايق، طرد شده، زشت ! و غيردوست داشتني رو بازي كنيم ... 
.
.
.
آره، انسان در نهایت شبیه رویاهایش میشود... همين ...

حال خوش یعنی چه؟

حال خوش يعنى چه؟
ازخودم پرسيدم
و دلم پر شد از آواز بهار...
زندگی مال من است
من خدا را دارم
عشق را می فهمم

خوشی خاطره در حس من است
حال خوش،
اين نفس رفته و بر آمده است
اين نگاهی كه در آئينه و آب
روشنی های تو را می بيند
و به پايان شب ايمان دارد..

حال خوش يعنى من،
به كسی می نازم،
كه در آغوش و نوازش هايش؛
جا برای همه هست

من خدا را دارم
و دلم روشن از اميّدِ شكفتن هايی است
كه به اندوه خزان می تابد

حال خوش يعنی تو
زندگی
دوست
نگاه
شعر
و يك پنجره بارانی
كه خدا می بارد
باورِ اينكه در اين جای شلوغ
در هياهوی نفس گير زمين
دست من دست خداست

حال خوش يعنی اين...

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻭﺻﻴﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ، ﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ
، ﻭ ﺑﻪ ﻣﻼﺯﻣﺖ ﺍﻣﺮ ﺍﻭ ﻭ ﺁﺑﺎﺩ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ
ﻳﺎﺩ ﺍﻭ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺯﺩﻥ ﺩﺭ ﺭﻳﺴﻤﺎﻥ ﺍﻭ . ﻛﺪﺍﻡ ﺭﻳﺴﻤﺎﻥ
ﺍﺯ ﺭﻳﺴﻤﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻮ ﻭ ﺧﺪﺍﻯ ﺗﻮﺳﺖ ، ﻣﺤﻜﻤﺘﺮ
ﺍﺳﺖ ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺳﺖﺯﻧﻰ ؟

مولا علی(علیه السلام)

نهج البلاغه،نامه۳۱

بعد از ی مدت اومدم من دوباره :)))

گلبولهای سفیدم فدای باکتری های وجودتان

 

(پیامک پزشکی- بهداشتی !)

یا علی علیه السلام

آنان که علی را خدا ی خود میدانند........کفرش به کنار عجب خدایی دارند

 

یا علی علیه السلام

ز ليلايي شـــــنيدم يا عــــــلي گفت

                         به مجنون چون رسيدم يا علي گفت 

مگــــــــر اين وادي دارالجنون اســت

                          که هر ديوانه ديدم يا عــــــلي گفت


نســـــيمي غـنچـه اي را باز مي کرد 

                            به گوش غنچه کم کم يا عـلي گفت


چـــــمن با ريـــــــــــزش باران رحمت

                             دعايي کرد و او هم يا عــــلي گفت


يقيـــــــن پـــروردگار آفــــــــــــرينش

                             به موجودات عالم يا عـــــــلي گفت


دلا بايد به هر دم يا علــــــــــي گفت

                              نه هر دم بل دمادم يا عـــــلي گفت


به هر روز و به هر شـب يا علي گفت

                                به هر پيچ و به هر خم يا علي گفت


خمــــــــير خاک آدم را سـرشــــــتند

                                 چو بر ميخواست آدم يا عــلي گفت


عـــــــــــلي در کعبه بر دوش پيمبــر

                               قدم بنهاد و آن دم يا عـــــــلي گفت


عصــا در دسـت موسي اژدها گشت

                                کليم آنجا مسلّم يا عـــــــــلي گفت


ز بطن حوت ، يونـــــس گـــشت آزاد

                                ز بس در ظلمت يم يا عــــــــلي گفت


به فرقش کي اثر مي‌کرد شمشيــر

                                شنيدم ابن ملجم يا عـــــــــلي گفت

مــگر خــــيبر ز جايش کـــنده ميشد 


                                   يقين آن دم علي هم يا علي گفت

یا علی علیه السلام

 

میلاد امیر المومنین علی علیه السلام گرامی باد

 

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

که ز کوي او غباري به من آر توتيا را

 

مراقب افکارت باش که گفتارت مي‌شود، مراقب گفتارت باش که رفتارت مي‌شود، مراقب رفتارت باش که عادتت مي‌شود، مراقب عادتت باش که شخصيتت مي‌شود، مراقب شخصيتت باش که سرنوشتت مي‌شود.
امام علي عليه السلام

توکل بر خدایت کن

ﺗﻮﮐﻞ ﺑﺮ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﮐﻦ
ﮐﻔﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺣﺘﻤﺎ
ﺍﮔﺮ ﺧﺎﻟﺺ ﺷﻮﯼ ﺑﺎ ﺍﻭ
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺣﺘﻤﺎ
ﺍﮔﺮ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺭﻧﺠﯿﺪﯼ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺑﯽ ﺭﺣﻤﯽ
ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻫﺶ ﻗﻨﺎﻋﺖ ﮐﻦ ,
ﻋﻨﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺣﺘﻤﺎ
ﺩﻟﺖ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ ,
ﺍﮔﺮ ﻏﺎﻓﻞ ﺷﻮﯼ ﺍﺯ ﺍﻭ
ﺑﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺘﯽ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﮐﻦ
ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺣﺘﻤﺎ
ﺧﻄﺎ ﮔﺮ ﻣﯿﺮﻭﯼ ﮔﺎﻫﯽ ,
ﺑﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺍﻭ
ﮔﻨﺎﻫﺖ ﺳﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ ,
ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺣﺘﻤﺎ
ﺑﻪ ﻟﻄﻔﺶ ﺷﮏ ﻧﮑﻦ ﮔﺎﻫﯽ ,
ﺍﮔﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﺣﻘﯿﺮﺕ ﮐﺮﺩ
ﺗﻮ ﺭﺳﻢ ﺑﻨﺪﮔﯽ ﺁﻣﻮﺯ ,
ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺣﺘﻤﺎ
ﺍﮔﺮ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺍﮔﺮ ﺷﺎﺩﯼ ,
ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﮐﻦ
ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ,
ﻋﻄﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺣﺘﻤا

عجب صبری خدا دارد

سهراب سپهری :
ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ!
ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ...
ﭼﻪ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ...
ﻳﻜﻲ ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩﻱ...
ﻳﻜﻲ ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩﻱ...
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩﻱ...
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ...
ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ...
ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ...
ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ...
ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ...
ﭼﻪ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ...
ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ...
ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پايين...
ﭼﻪ ﺍﺳﻔﻠﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﻠﻴﺎ...
ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩ
ﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ!!

به همه مهر بورزید...

فريدون مشيري:

به كسي كينه نگيريد
دل بي كينه قشنگ است
به همه مهر بورزيد
به خدا مهر قشنگ است
دست هر رهگذري را بفشاريد به گرمي
بوسه هم حس قشنگي است
بوسه بر دست پدر
بوسه بر گونه مادر
لحظه حادثه بوسه قشنگ است
بفشاريد به آغوش عزيزان
پدر و مادر و فرزند
به خدا گرمي آغوش قشنگ است
نزنيد سنگ به گنجشك
پر گنجشك قشنگ است
پر پروانه ببوسيد
پر پروانه قشنگ است
نسترن را بشناسيد
ياس را لمس كنيد
به خدا لاله قشنگ است
همه جا مست بخنديد
همه جا عشق بورزيد
سينه با عشق قشنگ است
بشناسيد خدا را
هر کجا یاد خدا هست
سقف آن خانه قشنگ است..

فکر اگر پر بکشد...

فکر را پَر بدهید
و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
فکر باید بپرد
برسد تا سر کوه تردید
و ببیند که میان افق باورها
کفر و ایمان چه به هم نزدیکند
....
فکر اگر پربکشد
جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگ
سینه ها دشت محبت گردد
دستها مزرع گلهای قشنگ
......
فکر اگر پر بکشد
هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست
همه پاکیم و رها
همه یک نقطه پایان تفکر داریم
اسم آن هست خدا

نگاهت زیبا

در ژاپن مردمیلیونری برای درد چشمش درماني پیدا نمیکرد
بعداز ناامید شدن ازاطباء پیش راهبی رفت
راهب به او پیشنهاد کرد به غیر از رنگ سبز به رنگ دیگری نگاه نکند
وی پس ازبازگشت دستور خرید چندين بشکه رنگ سبز را داد و همه خانه را رنگ سبز زدند همه لباسهایشان را
و وسایل خانه و حتی ماشینشان رابه رنگ سبز تغییر دادند
و چشمان او خوب شد.
تا اینکه روزی مرد میلیونر راهب را برای تشکر به منزلش دعوت کرد
زمانیکه راهب به محضر ميليونر میرسد جویای حال وی میشود
مرد میلیونر میگوید:
خوب شدم
ولی این گرانترین مداوایی بود که تا به حال داشته ام...
راهب با تعجب گفت اتفاقا این ارزانترین نسخه ای بوده که تجویز کرده ام
برای مداوا،تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز تهیه ميكرديد !!

برای درمان دردهايت،
نمیتوانی دنیا را تغییردهی...
بلکه با تغییر نگرشت میتوانی دنیا را به کام خود دربیاوری
تغییر دنیا کار احمقانه ایست
ولي، تغییرنگرش ارزانترین و موثرترین راه است.

نگاهت زيبا..